برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
پ.ن : خیلی دلم برای چستر تنگ شده... خیلی!
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
من بیشتر از یه حدی نمیتونم با بابا صمیمی شم ، متاسفم بابا، من همینم ، من همیشه قدردان کارات بودم و هستم ، ولی من نهایتا فقط همینقد میتونم دوسِت داشته باشم. از کنارت که رد میشم سرمو بندازم پایین ، به ندرت به چشات نگاه کنم ، کم حرف بزنم باهات ! البته که من همیشه کم حرف ترین بودم!تقصیر تو نیست ...تقصیر منه ، جوری بزرگ شدم که میون خودم و آدمای اطرافم فرسنگ ها فاصله ـس! خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی
برچسب:
نویسنده: پندار رضوانی